احترام به فرزند

خرید بک لینک
از اوايل اسفند 98 شروع شد،دقيقا شب انتخابات مجلس يازدهم،وحشت زيادي رو ايجاد كرد.آگاهي ها در موردش خيلي كم بود.درابتدا مي گفتند مثل آنفولانزا است ولي خيلي مسري هست و بيشتر سنين بالاي 60 رو درگير ميكنه و براي اونها خطرناك هست.البته اشتباهي ها جملات زشتي هم در اين مورد مي گفتند.هي مي گفتند بيشتر پير ها رو مي كشه و اونهايي كه بيماري زمينه اي دارند.خوب اين چه لحن حرف زدن هست، انقدر از دست دادن جون آدمها راحت هست كه اينطوري حرف مي زنيد.بگذريم الان حدود دو ماهي و اندي هست كه به طور نسبي قرنطينه هستيم و از شهر بيرون نرفتيم حتي عيد هم به ديدن والدينمون نرفتيم و بيشتر با واتس آپ تماس داشتيم. آمار امروز حدود 1200 نفر مبتلا بو با هفتاد نفر جان باخته.اتفاقات زيادي رو اين موجود نانومتري تو اين مملكت و اين دنيا بوجود آورد كه در تاريخ ماندگار خواهد شد.البته بيشتر براي ما جالب بود فكر كنم براي آيندگان چيز عادي باشه.به هر روي تجربه سختي شبيه به طاعون قديما رو داريم پشت سر مي گذرونيم.همه كارهامون، نقشه هامون و برنامه هامون متوقف شده ،تورم هم كه بيداد ميكنه،خاك بر سر ها دارند مملكت رو به فنا مي برند. احترام به فرزند...

ما را در سایت احترام به فرزند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 13:41

امروز که این متن رو دارم می نویسم درگیر موج ششم کرونا هستیم به اسم، سویه اومیکرون که البته مبتلا هم شدیم بهش و در حدود 3 روز درگیر بودیم باهاش.خیلی ها گرفتن و در حدود روزانه 200 نفر فوتی داریم.یه جورایی داریم باهاش کنار میآییم.سه دوز واکسن هم زدیم.تو این دو ساله خیلی از زندگی ها تغییر کرده.رفت و آمد ها و ارتباطات تغییر کرده.تجربه نو یی بود.به نظرم بچه هام بدن شون با این ویروس کنار اومده و به نوعی هم زیستی ایجاد شده(امیدوارم).مدرسه ها هنوز بسته است و بچه ها تو خونه شون ادامه تحصل میدن.شرایط سختی برای مادر ها ایجاد شده خیلی سخت.نزدیک عیده و هزینه ها بالا و تورم افزایشی.مذاکرات وین در حال انجام و 50 50 هست و روسیه هم به اوکراین حمله کرده.جنگ هایی که تو این بیست سال دیده بودم بیشتر گروهکی بوده اما این یکی دو تا دولت مستقل هستند و به نوعی امروزی.دنیا پر از تنش شده.ظاهرا آدمها هنوز به اون بلوغ نهایی نرسیده اند.فرقی هم نمیکنه جهان اول باشی یا جهان سوم.البته عمر ما در برابر عمر تارخی انسان خیلی ناچیز هست.متن بالا بیشتر شرح حالی از این لحظه بود.عمری که میگذره.جدیدا متوجه شدم چیز زیادی به فرزندانم یاد نمیدم احساسم این بود که داریم با هم میگذرونیم.البته به واقع باید گذروند.خیلی برام ناراحت کننده بود که در این شرایط در حال گذروندن هستم.بله به واقع چیز زیادی بهش یاد نمیدم فقط سعی میکنم بسترهای یادگیری رو براش فراهم کنم.بچه ها خودشون اون چیزهایی که در محیطشان هست رو تجزیه و ترکیب میکنند و به آگاهی شان افزوده میشه.خوشون انتخاب میکنند که چی رو بپذیرند و چه چیزی رو نپذیرند.قشنگتریم لحظه برای من هم همین هست که خودش بر اساس اطلاعاتی که بدست میاره شروع به تجزیه و ترکیب میکنه و به یک آگ احترام به فرزند...

ما را در سایت احترام به فرزند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 13:41

صفحه بندی